استان همدان

استان همدان

استان همدان با مساحتی بیش از 19 هزار کیلومتر متر مربع در غرب ایران قرار گرفته است

استان همدان از شمال به زنجان، از جنوب به لرستان، از شرق به استان مرکزی و از غرب به کرمانشاه و بخشی از استان کردستان محدود می شود. همدان منطقه‌ای کوهستانی است و کوه الوند با 3 هزار 574 متر ارتفاع از مهمترین ارتفاعات این منطقه به حساب می‌آید.

استان همدان از نعمت رودخانه و چشمه سارهای فراوان بهره مند می باشد که مهمترین آنها رودخانه گاماسیاب نام دارد که یکی از بلندترین رودخانه های کشور محسوب می گردد که از دره های جنوبی کوه الوند و سراب گاماسیاب سرچشمه گرفته و تا باتلاقهای هورالعظیم در استان خوزستان پیش می رود. [آشنایی با رودخانه‌های ایران]

استان همدان

استان همدان دارای زمستانهای سرد و پر برف و تابستانهای معتدل می باشد. و شهرهای بزرگ آن عبارتند از: همدان، ملایر، نهاوند، تویسرکان، کبودرآهنگ، اسدآباد، بهار، سامن، سرکان، قروه در جزین، لالجین و مریانج. شهر پر جاذبه و دیدنی، تاریخی و توریستی همدان قدمتی بیش از 3 هزار سال دارد و هرودت مورخ معروف یونانی مبنای این شهر را به دیااکو، نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد. 

در آن زمان همدان را به نام هگمتانه(محل اجتماع) و سپس اکباتان می‌نامیدند. در سال 550 ق. م این شهر به دست کوروش، پادشاه هخامنشی به تصرف در آمد و در دوران هخامنشی، اسکندر، اشکانیان و ساسانیان از شهر همدان به عنوان پایتخت تابستانی استفاده می کردند.

در دهه دوم هجرت و پس از فتح نهاوند، مردم استان به دین مبین اسلام تشرف پیدا کردند.

همدان از نظر محصولات کشاورزی به ویژه گندم ,چغندرقند، سیب زمینی، سیر وهمچنین میوه هایی که در باغهای دامنه الوند تولید می شود و همچنین از نظر دامپروری شهرت داشته و از نظر صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی، قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه  با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفالسازی و سرامیک کشور محسوب می شود.

ادامه نوشته

خدایا کفر نمی‌گویم


خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

دکتر علی شریعتی

سولان

همدان مهد تمدن ایران زمین جای که مردانی از جنس عشق به وطن را در دل خود جا داده است تاریخ پر از اسناد و دلایل برای اثبات این کلام است. همدان تاریخ خود را وابسته به گهواره تمدن می داند جای که خط ابتدای خود را از کتیبه گنجنامه و این لوحه سنگی می داند تا فریاد مدنیت را سر ده برای جهانیان.این مقاله تحقیقاتی در مورد روستا سولان می باشد و به طور کامل و جامع نمی باشد و همه تاریخ این روستا را باز گو نخواهد کرد و از کتاب محقق هادی گروسین گرفته شده است امید می رود  کتاب های جامع تر و کامل تر به دست بنده رسیده و آنها را باز تاب دهم در این شبکه جهانی ارتباطات یعنی اینترنت.
اولین روستای داخل دره ماوشان رود یا همان دره امام زاده کوه"سولان می باشد جزو دهستان الوند کوه غربی"بخش مرکزی.درطول جغرافیای 48 درجه و عرض جغرافیایی 34 درجه با ارتفاع متوسط 2030متری از سطح  دریا در حدود 4 کیلو متری همدان قرار دارد.طبق آمار سالهای 65_67جمعیتی در حدود3025 و600 خانوار دارا می باشد. مردم آن شعیه و به زبان فارسی صحبت می کنند.
سولان همچون دیگر نام جا های دره واژه ای فارسی است و معانی مختلفی می توان از آن استنباط نمود:سول(سور)+ان سور:هنگامه .جشن مهمانی. عروسی.سرخی. نشیبولیزادگان و ان به پسوند مکان " به معنی:بزنگاه. جایگاه شادی.
از انجا که این دره نشستگاه سلاطین بوده"احتمالا منطقهای از آن ویژه بزموعیش  آنان بوده است.ونیز به معنی نشیب ولیزگاه" یا محل رویش گل سرخ. اگر سول مد نظر باشد ککه به معنی ناودان آمده" میتواند جایگاهی باشد که در مسیر دره ای ناودان مانند قرار گرفته است.
تعبیر دیگری نیز هست که راقم سطور بدان اعتقاد بیشتری دارد درپهلوی سور به معنی دلاور بودن" کار پهلوانی کردن" دلیر" پهلوان دلاور"و همچنین:جنگ افزار نیزه آمده است. با توجه به این می توان گفت که سوران (سولان) به معنی جایگاه دلاوران نیزه دار" احتمالا محل سکونت سربازان زبده سلطنتی بوده است.
حالا با گذشت زمان زیادی تغییر و تحول زیادی در این روستا اتفاق افتاده است و خیلی از مردمان این روستا حتی نمی توانند نام روستای خود را معنی کنندتاریخ سولان حالا در پشت غبارره گذر زمان رنگ خود را به فراموشی سپرده و دیگر ازآن عظمت و شکوه خبری نیست.
این تحقیق از کتاب محقق هادی گروسین نوشته شده وزمان این تحقیق سالهای 1364 تا1367 می باشد و اکنون سیما این روستا هم مثل تمام اجتماعات مورد تغییر وتحول قرار گرفته است و تحقیقات میدانی جدیدی از سو کسی در خلال این سالها به انجام نرسیده است و این خلل پژوهشی شاید منجر به فراموشی قسمتی از تاریخ اسلامی و مدنیت قبل از اسلام شود واین میراث بزرگ مدنیت که به سرچشمه اجتماع و تمدن کنونی بر می گردد ممکن است به دست فراموشی سپرده شود بنده به نوبه خود دست یاری به سوی تمام  کسانی که می توانند درجهت روشن شدن تاریخ این روستا ودیگر نقاط میهن عزیزمان ایران  دراز می کنم.
کل این مطالب مربوط به قبل از سال های 60 می شود و اکنون دیگر از آن شغل ها و کسب ها خبری نیست.
کشاورزی و دامداری:
شغل مردم آن زمان سولان کشاورزی بوده همان جور که الان اکثر مردم با کشاورزی امر معاش می کنند ودامداری نیز در آنجا از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. مردم آن اولا به باغداری وکشت محصولاتی از قبیل جو و گندم  پنبه  گاودانه گشنیز  لوبیا گرمک خیار گوجه فرنگی  سیب زمینی و گیاهان علوفه ای می پرداختند.
با از کار افتادن آسیاب ها و نپختن نان در خانه ها ’ گندم و جو کمتر کاشته می شود و بیشتر کشت’ سیب زمینی و خیار و اندکی هم گوجه فرنگی و لوبیا متداول شده است. به جهت بازار خوب سیر زمین هایی نیز به کشت آن اختصاص می دهند. باغ داری نیز رونق دارد. بیشترین درختان میوه:گردو ’زرد آلو’بادام ’سنجد´است و باغ هایی نیز به کشت مو اختصاص یافته است.دام های که در اینجا پرورش می یافتن عبارت بودن از گوسفندو گاو و بز و الاغ برای بار کشی ’در گذشته از اسب و قاطر نیز استفاده می کردند. بیشتر فراورده های لبنی آنان در همدان خریداران بسیار داشت.
مردم سولان در گذشته جزء کشاورزی و دامداری به آسیاب داری و نان پزی (=دسله پزی) چارواداری’فرش بافی’ کرباس بافی’ و پروار بندی نیز می پرداختند. که هنوز نمودی از آن به جا مانده استو و فقط در حد رفع نیاز های خود مردم به این کار می پردازند از دیگر شغل های این روستا در گذشته جمع آوری کتیرا و ثعلب بود. روستا ییان با اجاره کردن تپه ها از مالکان ’به تیغ زنی بوته های گون وجمع آوری کتیرا می پرداختند.
آب و آبیاری
زمین های روستا احتیاج به آب برای آبیاری داشت و این آب جاری در این دره بین ساکنان این روستا تقسیم می شدو آبیاری اراضی سولان به دو طریق انجام می شد و می گیرد:1از آب رودخانه ماوشان که با بند انحرافی آب از بالا دستها به مزارع می رسانند 2از آب چشمه و کاریزها که از جای جای زمین های روستا می جوشند و جاری  می شوند.

چشمه ها
چشمه مهریه’واقع در جاده قدیم
چشمه سر’ وسط دره چمازار
چشمه کندو خان ’ در باغ های تخت لانی
چشمه توتیا’در باغهای تخت لانی پایین تر از چشمه سر
چشمه چراغ’ در باغ های تخت لانی
چشمه حصار  بالای سیم کشی پادگان
چشمه پشت تپه در محدود پادگان
چند چشمه در دره دالوها که در محدوده پادگان قرار گرفته اند.
کاریز ها:
کاریز محمد تقی ’ در دره باغ ها
کاریز تقوی/ چشمه کمر زردا’ در دره بله
کاریز دریا چه’بالاتر از دره اسیلانی
کاریز های دره مرغی/ حاج شعبان
کاریز داخل روستا. کهنسالان می گویند که جای آن چمنزار بوده است.
کاریز چشمه سردی’ پایین آبادی سمت پادگان
دو کاریز قرق ( قرق بالا و وسط) هر دو در  محدود پادگان
کاریز کندوخان
 سهم آب سولان و تقسیم آب
سهم آب سولان روز های دوشنه از آب ماشنرود است. در بین هفته هم 2دانگ از همان آب متعلق به آنجاست.
آب ها و کاریز نیز سایر زمین هایی را که آب رودخانه به آنها نمی رسد مشرب می رساند.
تقسیم آب در سولان بر حسب پا 40 پا ’ 8 پا’ دو گاو’ یک جفت گاو می باشد. 6دانگ آب رودخانه به 72 گاو واین 72 گاو از قدیم به چهار قسمت: 14 گاو(آپاردی) 22 گاوی’20گاویو 16 گاوی تقسیم می شود.مالکان به نسبت سهم آب را دریافت و به مزارع خود هدایت می کنند. به گفته کهنسالان این تقسیم مربوط به چهار مالک آبادی بوده است.
آسیابها:
آسیاب سر چپ’ پایین چشمه سردی
آسیاب کوچک’داخل آبادی’به ساختمان مسکونی تبدیل شده است.
آسیاب میان ده’ روبه رو اخمزن’ به ساختمان مسکونی تبدیل شده است.
آسیاب ماریف’ رو به روی پل ’ داخل آبادی’ تا چندی پیش آثار آن باقی مانده بود. این هم به ساختمان مسکونی تبدیل شده است.
آسیاب قاضی خان’ جنب مدرسه’ به ساختمان مسکونی تبدیل شده است.
آسیاب رئیس’ جنب مدرسه’ کنار جوی
آسیاب نو دراز’ روبه روی گورستان
آسیاب قلاغی
چند آسیاب بالای ده مانند اسیاب کل مراد اسیاب عرب و.......
جوی های معروف:
از بند کل(کربلائی) مراد جوی آسیاب ها’ جوی قلاغی’ جوی نودراز’ جوی رئیس و جوی دالواجوق (حد توییجین و سولان) آب رودخانه را تا زیر روستای اوزنان می رساند.
کوه ها تپه ها:
کوه هی دره در قسمت چپ کوه کمازار
کوه سنگر در یک کلیو متری جنوب بالا ی آن چند ردیف منظم سنگ چیده شده که نشان دهند سنگر بندی است. متاسفانه علی رغم پیگری بسیار تاریخ م علت سنگر بندی و نیز جنگی که اتفاق افتاده مشخص نسد احتمالا این سنگر ها مربوط به جنگ های ایران و عثمانی است.(گروسین)
کوه چمازار/ کومازار (کمازار کوچک و کمازار بزرگ)جنوب روستا’بالای دره بله {کوهی که دامنه انتهایی آن زهاب فراوان و نیزار می باشد}
کوهک چاغاله زار ’پایین تر از چمازار کوچک’پیش کندو خان
تپه ورگ زار در شرق دره بله که جاده مالرو سولان مریانج با هیدریه از آن می گذشته است.
تپه پشت تپه’ در محوطه پادگان
تپه مال جبار’ پشت سولان مردم سیزده به درها به آنجا می روند.
تپه دره مرغی(یا)پشت یال در جنوب سولان نزدیک نعل اشکنه (گورستان)
تپه آقا علی’پایین آن چمن بله قرار دارد که پر از قبر است
تپه مغار ’ در شمال آبادی 
دره های معروف:
دره چشمه چراغ’ دست چپ جاده قدیم
دره بله’ بالاتر از دره چشمه چراغ داری آب زاینده رود است.
دره مرغی’ انتهای دره بله داری آب زاینده رود است.
دره ملاجبار در پشت سولان امام زاده ای در آنجا مدفون است و خرمن جای سولانی ها بوده است.
دره مغار’ بالای مدرسه فعلی’ جاده ای فرعی از آنجا آغاز و به مغار ختم می شود.
 دره تحت مردان’ بالاتر از چشمه کوره.
دره دراز’ بالاتر از دره الوار’ انتهای آن راه’ جاده مالرو است که به هیدره ختم می شود.
دره چمازار( به گفته سولانی ها) یا لاله زار ( به گفته مریانجی ها) یا گرگ دره ( به گفته حیدره ای ها) بالاتر از دره بله. بالای این دره کاریز و اسیلی هست که به دریاچه و کاریز دریاچه شهرت دارد.
دره اسیلان’ بالای مهریه.
بله نام دره ها وزمین های رو به روی سولان در پایین دست کوه های هیدره و مهریه نام دره و زمین های غرب بله است.
اسیل ها:
اسیل چشمه کوره ’ اسیل کندو خان’ اسیل نعل اشکنه’ اسیل/ دریاچه چمازار
  زیارتگاه ها:
اخ مزن :
بقعه ای ساده و آجری و تازه ساز با گنبدی سبز رنگ. داخل روستا کنار رود خانه و راه عبور همگانی قرار دارد. ابعاد ساختمان4 در 6 متر است . در کف بقعه قبری ساد ه ای است که  اهالی به آن اخمزن و به گفته ی بعضی امامزاده ابراهیم می گویند. داستانی نیز درباره آن نقل می کنند که صاحب قبر عربی بوده ساکن سولان’ روزی از سوی افرادی مورد حمله قرار می گیرد و کتک می خورده به فارسی دست پا شکسته ای به آنان می گویید اخامزن’ اخ  مزن شهرت پیدا می کند.
ملاجبار:
بقعه کوچکی است در شمال شرقی سولان. ساختمان آجری با سقف گنبدی عرقچین ساده. ابعاد آن از بیرون 4.5در 4.5متر و از داخل 3در3 متر است. درون بقعه قبر ساده ای است که اهالی صاحب آن را ملاجبار گویند.
 بر گرفته از کتاب جغرافیای تاریخی و زیستگاه های  الوند. تالیف: هادی گروسین